یه کامینگ اوت خوب داشتم…
به یه دوست نزدیکم گفتم که همجنسگرا هستم ؛ اونم بسیار عالی پذیرفت ، کاملا روشنفکرانه ، یا بهتره بگم «کــاملاً انــــســــانی»…
انقدر برخوردهای بد و تند در همچین مواردی صورت میگیره که آدم با دیدن آدمای نرمال متعجب میشه… به قول معروف «مملکته داریم؟»
من رو در آغوش گرفت و گفت که این موضوع براش حل شده ، و حتی من رو بیشتر از قبل دوست داره…!!!(چون صداقتم بیش از پیش براش ثابت شده)
خوشم اومد ، از این خوشم اومد که ده دوازده سال از عمرم رو صرف دوستی با آدمی کردم که می فهمه . . . از این واقعا خوشم اومد
این روزا بیشتر حضور همجنسگراها رو تو شبکه های اجتماعی حس می کنم ؛ انگار همه دیگه کم کم دارن پوسته های سکوت رو میشکنن و ماسک ها رو بر میدارن
انگار آدما دیگه نمی تونن سنگینی ماسک ها رو تحمل کنن ، شاید هم دیگه نمی خوان که تحمل کنن
خود من هم یکی از اونا هستم . بیشتر و راحت تر از گذشته راجع بهش حرف میزنم ، صریح تر و بی پرواتر شدم و دیگه حاضر نیستم زیر فشار سنت ها و کج فهمی ها سکوت کنم و تو خودم فرو برم…
اول باید خودمون عمیقا خودمون رو بپذیریم بـــــعـــد بقیه هم ما رو خواهند پذیرفت
البته اگر به حــد کافی شــــــــــجاع باشیم و بجای یه گوشه خزیدن و «خود محکوم کنی» ، تو دل زندگی و تقدیرمون شیرجه بزنیم
من که این کار رو خواهم کرد ؛ یا بهتره بگم : «من که دارم این کار رو می کنم «
بله ، من دارم شجاعانه زندگی میکنم
مرسی از خودم . . . آفرین به خودم